با حریر پیله های کاغذی
واسه من جاده رو ابریشم نکن
من به پروانه شدن نمی رسم
حرمت فاصله مونو کم نکن

شبها چشمانم میعادگاه اشک میشوند

و شب در راه است
و در تاریکی شب به آسمان می نگرم
و آسمان امشبم چه پر ستاره است
و هر ستاره
شبی است که از تو دورم
اینک بیا که من تنـــهاتـرین همچون پروانه شب اشتیاق پریدن دارم.
00000000
پ.ن : آری به رسم الوعده وفا به شوق و همراهی سبزتان
باز هم امشب از دلتنگی هایم برایتان نوشتم
اینم از توهفه بی خواب شدن امشب مان که در پی به روز شدن فردایمان بود
همچون مهتاب در دل شب جاری باشید
یا علی.
نوشته
شده توسط تنــــهاترین تنــــهایان : شایان در چهارشنبه 13 دی 1385 ساعت 02:59 AM
| لینک ثابت|
نظرات [23]| خرداد 1387 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|