بجای آنکه به تاریکی لعنت فرستید، یک شــمع روشن کنید.

شب بود
شـــــمع بود
مـن بودم و تنـــهایی
شب رفت ، شمع سوخت ، مـن ماندم
و ... تنــــهایی
این شد که شدم تنــهاتـرین صاحب تنــهایی.
نوشته
شده توسط تنــــهاترین تنــــهایان : شایان در سه شنبه 19 دی 1385 ساعت 00:19 AM
| لینک ثابت|
نظرات [24]| خرداد 1387 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|