نقل است که گفت : یک روز دلم گم شده بود
گفتم الهی! دل من بازده
ندایی شنیدم که :
یا جنید! ما دل بدان ربوده ایم تا با ما بمانی، تو باز میخواهی که با غیر ما بمانی؟
(تذکره الاولیا - عطار نیشابوی - ذکر جنید بغدادی)

وقتی گریه کردیم گفتند بچه ای
وقتی خندیدیم گفتند دیونه ای
وقتی جدی بودیم گفتند مغروری
وقتی شوخی کردیم گفتند سنگین باش
وقتی حرف زدیم گفتند پر حرفی
وقتی ساکت شدیم گفتند عاشقی
حالا هم که عاشقیم میگن گناهه ...
000000
پ.ن : همیشه در آغاز رابطه، تا که پیوندی شود، از خود بپرس :آن آدم را تنـــها بگذار. او بی تو آسوده تر است.
نوشته
شده توسط تنــــهاترین تنــــهایان : شایان در دوشنبه 25 دی 1385 ساعت 01:29 AM
| لینک ثابت|
نظرات [24]| خرداد 1387 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|