من زندگی را دوست دارم ،
ولی از زندگی دوباره می ترسم !
دین را دوست دارم ،
ولی از کشیش ها می ترسم !
قانون را دوست دارم ،
ولی از پاسبان ها می ترسم !
عشق را دوست دارم ،
ولی از زن ها می ترسم !
کودکان را دوست دارم ،
ولی از آیینه می ترسم !
سلام را دوست دارم ،
ولی از زبانم می ترسم !
من می ترسم ، پس هستم !
پ . ن : این چنین می گذرد روز و روزگار ِ من !
من روز را دوست دارم ،
ولی از روزگار می ترسم !
نوشته
شده توسط تنــــهاترین تنــــهایان : شایان در پنجشنبه 17 آبان 1386 ساعت 12:55 PM
| لینک ثابت|
نظرات [8]| خرداد 1387 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|