من نشانی از تو ندارم
اما نشانی ام را برای تو می نویسم:
درعصرهای انتظار ، به حوالی بی کسی قدم بگذار!
خیابان غربت را پیدا کن و وارد کوچه پس کوچه های تنهایی شو!
کلبه ی غریبی ام را پیدا کن،
کنار بید مجنون خزان زده و کنار مرداب آرزوهای رنگی ام!
درکلبه را باز کن و به سراغ بغض خیس پنجره برو!
حریر غمش را کنار بزن!
مرا می یابی ...
پ . ن : هر که شد محرم دل در حرم یار بماند
وانکه اینکار ندانست در انکار بماند
نوشته
شده توسط تنــــهاترین تنــــهایان : شایان در سه شنبه 29 آبان 1386 ساعت 7:28 PM
| لینک ثابت|
نظرات [12]| خرداد 1387 | ||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||||
|