۩۞۩ تنهاترین تنهایان ۩۞۩
حکایت درخت سدر

روزی پیغمبر (ص) قاطع این درخت را باین عبارت لعن فرمود :

                          « لعن الله قاطع سدره »

یعنی : از رحمت خدا بدور باد آن کسی که درخت سدر را قطع کند.

روزی شخصی از کوفه به ری میرفت ، قاضی ری از او سراغ وقایع و اخبار کوفه را می گرفت ،

تا آنکه آن شخص حکایت کرد که هرون لعین قبر مطهر حضرت ابی عبدالله (ع) را شخم کرده

و درخت سدری را که نزدیک قبر آن حضرت بود بریده است.

قاضی گفت : سبحان الله ، ما تا به حال معنی این خبر را نفهمیده بودیم ،

و بعضی خیال  می کردند پیغمبر (ص) قاطع مطلق درخت سدر را لعن فرموده است

برای آنکه درخت شریفی بوده و میوه ای به اندازه خربزه داشته است

و چون بنی آدم معصیت کرد خار بر آورد ... حال معنی حدیث را فهمیدم.

اکنون ظلم را ملاحظه کن ، چراکه این درخت در آن زمان که صحن و رواقی نبود ،

علامت قبر ابی عبدالله (ع) بود و هر کس که می خواست به زیارت قبر آن حضرت برود ،

به او نشانی می دادند که چون به کربلا برسی نزد آن سدر رفته و چند قدم رو به قبله برو

و به قبر آقا (ع) می رسی ، و این علامت قبر آن حضرت بود که هرون لعین چون قبر را شخم زد

آن درخت را نیز قطع کرد و باب السدر که اکنون یکی از درهای حرم مطهر است ،  

جایگاه همان درخت سدر می باشد.

آری پیغمبر (ص) قاطع آن درخت را لعن فرمود.

آیا چه حالی داشت آن حضرت اگر می دید که درخت اراک را نیز قطع می کردند ،

و پاره جگرش با دو نور دیده اش روزها دیگر در آفتاب می نشستند و گریه می کردند.

یک درخت دیگر نیز در کوفه بود که اشرف از این دو درخت بود ،

بلکه اشرف از تمام درخت های عالم بود ، چرا که شرافت درخت به میوه آن است

و میوه آن درخت « سر مبارک ابی عبدالله (ع) » بود ،

که ابن زیاد لعین امر کرده بود سر مبارک آن حضرت را در کوفه به آن درخت بیاویزند.

نمی دانم این میوه را چگونه آویختند ؟

تو خود تصور کن سر بریده ای را که بخواهند به درخت بیاویزند چگونه می آویزند !

وا امـــامـــا ! وا ســـیـدا !

از کربلا تا شام سر مبارک حضرت قرآن تلاوت می فرمودند ،

گویا در اینجا بود که فرمود :

                       « و سیعلم الذی ظلمو ای منقلب ینقلبون »

                                                       قرآن مجید ، سوره الشعرا ، آیه ۲۲۷

یعنی آنان که ستم کردند بزودی خواهند دانست که بسوی کدام جایگاه می روند.

                                                  ...

ای کاش اشک امانم را نمی برید تا حکایت درخت اراک را هم برایتان می نوشتم

                               « الا لعنة الله علی القوم الظالمین »         

    

 

پ.ن : پیشاپیش اربعین حسینی رو خدمت همه شما رفقای اهل دلم تسلیت عرض می کنم

پارسال همین موقع ها چه حال و هوای غریبی داشتم

بارها و بارها می شد که از همین در خوشبو « باب السدرة » وارد صحن و سراتون می شدم

آقا جون دلم بدجوری هوای صحن و سراتون رو کرده

ای کاش بار سنگین گناهای زندگی بهم این اجازه رو میداد که

بعد از یک ماه دوری مجدد به پا بوستون بیام

توی این مدت همیشه بعد از نمازام دورادور زیارتتون می کردم

چرا که دل تنهای تاریک و تنگم هیچ وقت طاقت دوری شما خوبان رو نداره

این زمزمه را حقـــیر تنـــهاتـرین در این روزهای سخت و طاقت فرسا مدام پیش خود تکرار می کنم:

 

اگــر دوزخ میــــان پوســـــت داری                      نسوزی گر علی را دوست داری

اگر مهر علی در سینه ات نیست                      بسوزی گر هـزاران پوست داری

 

                       با حـــــــــــــــــق باشید و امـــــــــــــــــــــــــــیدوار

                             لبـیـــــــــک یـــا حســــــــــــــــــــین (ع)

 

 

نوشته شده توسط تنــــهاترین تنــــهایان : شایان در سه شنبه 7 اسفند 1386 ساعت 8:33 PM | لینک ثابت| نظرات [7]


برای عضویت در خبرنامه این وبلاگ نام کاربری خود در سیستم بلاگ اسکای را وارد کنید
نام کاربری
: نویسنده وبلاگ
تنــــــهاترین تنـــــهایــان
: ایمیل من
shayan_saadatmand@yahoo.com
: آدرس وبلاگ
www.tanhatarinetanhayan.blogsky.com
: با تشکر از
تمام تنـــــهایی هایی که با من بودند
: مخاطب عزیز
تمامی حقوق مادی و معنوی این وبلاگ مربوط به تنهاترین تنهایان میباشد و هرگونه کپی برداری باید همراه با درج لینک به وبلاگ صورت بگیرد
خـداحــافـظ ... همین حالا
*پــــــــــــــــا یـــــــــــا ن*